خرید بک لینک

تاريخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | نویسنده : مامان دردانه

بازدید : 10 مرتبه

عزيزترينم

روز پنجشنبه 25 شهريور خواستيم آخرين استفاده رو از تعطيلات تابستون و روزاي گرم بكنيم و ظهر راه افتاديم به سمت سنگاچين بندر انزلي . عمه ناهيد مهربونت هم با ما اومد تا بچه ها شب به ما ملحق بشن . (عمو جان تو اين سفر همراه ما نبودن )

ظهر راه افتاديم و عصر رسيديم و به محض رسيدن رفتيم ساحل و شب حدود 12:30 دائي وحيد و فريد هم رسيدن .

روز جمعه 26 شهريور ناهار رو برديم ييلاق اولسبلنگاه در شهرستان ماسال . واقعا انگار تكه اي گمشده از بهشت بود. مه ها انقدر پائين بود كه تو ارتفاعات تا يك متري بيشتر رو نميشد ديد. نم نم بارون و هواي عالي. و چشم اندازي بي نظير.

روز شنبه كل روز بارندگي بود و طرف صبح رفتيم شنبه بازار انزلي و من براي اولين بار پاچ باقلا خريدم و دو تا سبزي محلي به نامهاي چوچاق و خالواش ( برا ماهي شكم پر و ..) و عصر هم رفتيم منطقه آزاد حسن رود .

صبح روز يكشنبه قرار بود برگرديم اما ديديم انقدررررررررر هوا عاليه و آفتابي كه اومدنمون رو به عصر موكول كرديم تا شما بتوني از دريا لذت ببري. از دريا و ساحل و شن بازي و .. سير نميشدي حتي ناهارت رو به زور سرپائي دادم بهت .

شب حدود ساعت 11 رسيديم .


موضوع :

برچسب: نویسنده: الینا احمدی تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت: 13:03

صفحه بندی