برای دردانه ام
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 7:16
بازدید : 345 مرتبه عزيزترينم و اما آخرين اتفاق فروردين ماه اين بود كه مامان دوست مهدكودكيت بهار جون شما رو برا تولد بهار دعوت كرد خونه شون . با مامان و باباي بهار جون رو تو مهد آشنا شده بودم و دورادور ميشناختمشون . خلاصه اينكه با وجوديكه استرس داشتيم اما موافقتمون رو اعلام كرديم كه بري تولد و دو تا
تابستان سال 95 و تولد 5 سالگيت
-
تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 13:03
تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395 | نویسنده : مامان دردانه بازدید : 39 مرتبه آهسته فتح كرده اي با چشمهايت هر چه داشته ام را ... حالا تمام جهان من مستعمره ي توست ! تاريخ 27 تير 95: صبح از طرف مهد بردنتون تولد همكلاسيت (نيلا جون ) و كلي بهت خوش گذشته بود. عصر هم به اتافق همكاراي نازنينم شما و رها جون و آوا ج...
سفر به بندر انزلي (سنگاچين ) شهريور 95
-
تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 13:03
تاريخ : سه شنبه 5 بهمن 1395 | نویسنده : مامان دردانه بازدید : 10 مرتبه عزيزترينم روز پنجشنبه 25 شهريور خواستيم آخرين استفاده رو از تعطيلات تابستون و روزاي گرم بكنيم و ظهر راه افتاديم به سمت سنگاچين بندر انزلي . عمه ناهيد مهربونت هم با ما اومد تا بچه ها شب به ما ملحق بشن . (عمو جان تو اين سفر همراه م...
مادرانه
-
تاریخ: 1395/11/17 ساعت: 13:03
تاريخ : چهارشنبه 6 بهمن 1395 | نویسنده : مامان دردانه بازدید : 5 مرتبه روزی به دخترم خواهم گفت: اگر خواستی ازدواج کنیبا مردی ازدواج کن که به جای مهمانی های احمقانه ایکه مردان یک طرف جمع میشوند و از سیاست و کار و فوتبال میگویندو زنان یک طرف دیگر جمع میشوند و از مانیکور و انواع رژیم غذایی و ساکشنو پرو...
نوروز95 و سفر به تهران
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 12:50
بازدید : 221 مرتبه دلبندم عيد امسال اولين سالي بود كه سه نفري خونه ي خودمون بوديم . تحويل سال ساعت 8 صبح بود و بيدار شديم گرچه خوابالو بوديم اما سر سفره هفت سين نشستيم و سال رو تحويل كرديم . عشقم اميدوارم سالي كه پيش رو داريم سال خيلي خيلي خوبي براي همه مون باشه. بعد از خوردن صبحانه رفتيم خونه عزيز ...
فصل بهار سال 95
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 12:49
بازدید : 178 مرتبه عزيزترينم و اما آخرين اتفاق فروردين ماه اين بود كه مامان دوست مهدكودكيت بهار جون شما رو برا تولد بهار دعوت كرد خونه شون . با مامان و باباي بهار جون رو تو مهد آشنا شده بودم و دورادور ميشناختمشون . خلاصه اينكه با وجوديكه استرس داشتيم اما موافقتمون رو اعلام كرديم كه بري تولد و دو تا ...
...........
-
تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 12:49
تاريخ : دوشنبه 15 آذر 1395 | نویسنده : مامان دردانه بازدید : 0 مرتبه آهسته فتح كرده اي با چشمهايت هر چه داشته ام را ... حالا تمام جهان من مستعمره ي توست ! موضوع : Let's block ads! (Why?)